صفحه اصلی فقیه وارسته متن بیانات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب : امربمعروف و نهی از منکر برای مراجع تقلید بدون شرط وشروط است

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب : امربمعروف و نهی از منکر برای مراجع تقلید بدون شرط وشروط است

صحبتهای بنده از اول تا به حال همه در این جهت بوده که خدا دوست می دارد به انسان عنایت کند، و خدا افرادی را دوست می دارد که جاذبه داشته باشند و همه را با خدا آشنا کنند، مردم را با خدا آشتی دهند نه اینکه کاری کنند که مردم از خدا و دین حق قهر کنند. آن کاری که در عین حال خیلی سخت است اما میوه شیرینی دارد این است که مردم را متوجه کنند که خدای تو مهربان است، و دست لطافت بر سر آنها کشیده شود تا باخدا آشتی کنند، نه تنها ملت ایران عاشق این وضع هستند و دوست می دارند به آنها محبت شود بلکه آدمهای دیگر هم همینطورند ، پس اگر پول نمی دهید لآقل نسبت به افراد محبت کنید.

 

 

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«و علی الذی هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل و ما ظلمهم ولکن کانوا أنفسهم یظلمون».

«و ما بر کسانی که یهودی بودند حرام کردیم همانهایی را که قبلاً بر تو شرح دادیم(خبرش را گفتیم) و ما به آنها ظلم نکردی، ولکن آنها بر خویشتن ستم کردند».

تفسیر: این آیه درباره چیزهایی است که در زمان حضرت موسی(ع) بر یهودیان حرام شد که موارد آن را خدایتعالی در سوره انعام آیه 146 بیان فرموده: «ما حرام کردم بر یهودیان هر حیوان ناخن داری، و از گاو و گوسفند حرام کردیم پیه آنها را مگر آنچه از پیه که بر روی پشت آنهاست و رودهها را و ...».

و بعد خدایتعالی می فرماید علت این حرام کردم به خاطر ظلمی بوده که یهودیان بر خویشتن روا می کردند. می دانیم که یهودیان گرفتار ظلم و ستم فرعون و فرعونیان بودند، تا جایی که پسران آنها را حتی در شکم مادرشان می کشتند و دختران آنها را زنده می گذاشتند و خداوند متعال با فرستادن حضرت موسی(ع) به رنجها و ناله های یهودیان پایان داد ولی آنها بجای شکرگزاری پی در پی از دستورات حضرت موسی(ع) تخلّف کرده و به او آزار و اذیت می رساندند، هرچه که پیامبرشان می گفت بنحو دیگری جواب می دادند و زیر بار امر خدای تعالی نرفتند.

خداوند در سوره اعراف آیه 129 می فرماید: «قوم موسی(به او) گفتند، ما هم قبل از آمدن تو و هم بعد از آمدن تو در رنج و شکنجه بودیم، (موسی) گفت امید است که پروردگار شما، دشمنان را نابود کند و شما را در زمین جانشین آنها گرداند، آنگاه بنگرد که شما چه خواهید کرد».

ولی قوم یهود بعد از این به حکومت رسیدن، شروع کردند به اذیّت کردن به یکدیگر، عده ای بر عده دیگر مسلط شدند، کشتارها کردند تا جایی که حتی به پیامبر کُشی هم پرداختند، چنانکه می دانم پیامبران زیادی را بعد از حضرت موسی(ع) کشتند و حتی تسلیم حضرت عیسی(ع) هم نشدند.

لذا در زمان حضرت موسی بخاطر ظلمهایی که برخویشتن کردند، بعضی چیزهایی را که بر آنها حلال بود، حرام شد، و گرفتار بلاهای فراوانی شدند، و بعد از حضرت موسی(ع) هم این بلاها و گرفتاریها ادامه داشت، از جمله مسلط شدن بخت النصر بر سر آنها.

سؤال: آیا ممکن است در دین پیامبر خاتم، بعضی از چیزهایی که بر ما حلال بوده، حرام شود؟

جواب: خیر؛ احکامی که پیامبر(ص) فرموده و در قرآن و سنت موجود است تا روز قیامت تغییر ناپذیر است و در مسائل اختلافی که فقها فتوا می دهند و احکام آنها را از ظواهر قرآن و سنت استنباط می کنند، اختلاف فتاوا، به نحوی نیست که به اصول صدمه بزند، بلکه اختلافات جزئی است.

نتیجه: احکام دین اسلام در اثر گناهان امت تغییر نمی کند، ولی بعضی از گناهان فردی و اجتماعی باعث سلب و تغییر نعمت ها می شود، مثلاً در روایات است که زنا و لواط باعث می شود نزولات آسمان کم شود، قحطی و مرضهای سخت بیاید، چنانکه در اوائل دعای کمیل به آثار گناهان و بلاهای ناشی از آنها اشار شده است.

حال به بررسی بلاها و گرفتاریهای فردی و اجتماعی می پردازیم:

1 – یک قسم از بلاها پناه بر خدا مقدمه عذاب و بلای اخروی است، خدایتعالی در سوره آل عمران آیه 178 می فرماید: «گمان نکنند آنانکه به راه کفر رفتند، مهلتی که مابه آنها می دهیم برای آنها بهتر است، بلکه مهلت می دهیم تا بر سر کشی آنها بیفزاید و برای آنها عذابی سخت (در پیش) است».

2 – قسم دیگری از بلا و گرفتاری ها که در دنیا هست، کفاره گناهان می باشد، مثلاً شخص مؤمنی گناهی مرتکب می شود، خداوند او را مبتلا می گرداند تا پاک شود، یا اجتماعی که رو به فساد می آورد خداوند بر آنها بلا نازل می کند تا برگردند، چنانکه در سوره یونس آیه 98 می فرماید: «چرا باید از هیچ شهر و قومی جزء قوم یونس در وقتی که ایمانشان نفع آور شد، ایمان نیاورند. اما قوم یونس هنگامی که ایمان آوردند ما عذاب ذلت و خواری را از آنها برداشتم و تا زمان معین آنها را بهره مند گردانیدیم».

قوم یونس با دیدن مقدمات عذاب ایمان آوردند و از بلا نجات یافتند.

3 – گاهی بلاها و ناراحتیها بر اثر گناهان نیست، بلکه بر اثر محبت خدای تعالی به بندگانش می باشد، خداوند آنها را مبتلا می کند تا نعمت جدیدی به آنها بدهد، مخصوصاً در افرادی که تقاضاهای عالی دارند، مثلاً فردی که از جهت معنوی حال خوبی دارد، طلب معرفت خدایتعالی را کرده، خوب معلوم است که معرفت پروردگار که چیز ساده ای نیست که به آسانی به دست آید، باید این شخص امتحاناتی را بدهد و یا ما که همیشه می گوییم خدایا ما را با عشق علی(ع) زنده بدار، با عشق علی(ع) بمیران و با عشق علی(ع) محشور گردان، اگر بخواهیم این دعا مستجاب شود، سختیهایی هم دارد که مرتبه عالی عشق را گرفتاریهایی ناشی از آن در زندگی حضرت سلمان و اباذر دید می شود.

یعنی نمی شود شما یک چیز عالی را از خداوند بخواهید و در دنیا راحت باشید، اگر بنا باشد که خدای تعالی سرمایه معنوی بزرگی نصیب کند، زحمتها دارد، وقتی امام حسین(ع) با آن همه درجاتی که خدای تعالی به ایشان داده، می خواهد درجه خاص نصیب ایشان شود، که آن درجه هم بدون شهادت در راه خدا نصیبش نمی شود، خوب بنده و شما که چیزی نیستیم، باید در دنیا ناراحتیهایی را تحمل کنیم مثل فقر، مرض، مورد تهمت قرار گرفتن و...

عده ای از بلاها اثر وضعی کارهای خوب است، مثلاً امام خمینی(ره) قبل از انقلاب فرمودند: «التقیّۀُ حرامٌ ولو بلغ ما بلغ» (تقیه حرام است ولو به هرچه برسد). مردم ایران که آمادگی حضور یک مصلح را داشتند به علت ظلم  و ستم های رژیم پهلوی، خودشان را آماده قیام کردند، و در اثر قیام عده زیادی کشته شدند، که این مقام شهادت در راه خدا اثر وضعی قیام آنها در برابر ظلم بود.

و یا امر به معروف و نهی از منکر اگر طبق شرایطش واجب گردید، ناراحتیهایی را به دنبال دارد، ممکن است عده ای مخالف شما بشوند و قدرتمند هم باشند، بنابراین این ناراحتی و گرفتاری برای این نیست که شما گناه کرده اید، بلکه برای این است که شما تکلیف الهی خود را انجام داده اید، لذا عده ای که نمی توانند و یا نمی خواهند این ناراحتیها را تحمل کنند، به دنبال کار و زندگی خودشان می روند.

تذکر: عده ای هستند که امر به معروف و نهی از منکر در بعضی مواقع هیچ شرط و شروطی برای آنها ندارد، مانند مراجع تقلید، اینها اگر دیدند خلاف شرع یا بدعتی در جامعه پدیدار شده باید تذکر دهند، زیرا اینها مرجع مردم و مورد پذیرش آنها هستند، و اگر ساکت باشند باید جوابگوی خدای تعالی گردند.

 

آیه 119 از سوره نحل

ثم ان" ربک للذین عملو السوء بجهالة ثم تابوا من بعد ذلک و أصلحو انّ ربک من بعدها لغفور رحیم

(بدرستیکه پروردگار تو برای کسانیکه عمل بد کردند از روی نادانی او {و} سپس توبه کردند و اصلاح کردند، پروردگار تو بعد از این غفور و رحیم است)

تفسیر:

مصادیق افراد جاهل در این آیه عبارتند از:

1 - افرادی که حکم مسئله ای را نمی دانند ، مثلاً شخص مسلمان و شیعه در معاملات ربا را از غیر ربا تشخیص نمی دهد و مرتکب ربا می شود، در قیامت به او می گویند چرا مرتکب ربا شدی ، می گوید نمی دانستم ، می گویند چرا ندانستی و یاد نگرفتی؟

و اما در دنیا توبه این افراد در این است که هم استغفار کنند و هم احکام مسائل مورد نیاز زندگی را یاد بگیرند.

لذا بر همه شیعیان لازم است فقیه شدن در دینشان ، معنای فقیه شدن این نیست که همه بروند و مجتهد شوند ، اجتهاد در دین زحمت زیاد دارد ، تا آخرعمر شخص مجتهد باید مشغول بحث و بررسی باشد، بلکه منظور از فقیه شدن همانطوریکه از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده که دوست دارم تازیانه بر سر دوستانم بزنم تا فقیه در دین شوند، یعنی ملتفت شوند که این دین از آنها چه می خواهد و بفهمد که دینشان بهترین دین است و با این دین است که افراد می توانند موقعیت خود و چامعه را بفهمند و در دینشان مقلد صرف نباشند، در احکام تقلید کنند ولی در اصل دین فقیه باشند تا دنبال افراد جاهل و مغرض که خودشان را به آگاهی زده اند، راه نیفتند که هم دنیا و هم آخرتشان خراب شود.

سئوال: چطور انسان در دینش فقیه می شود؟ یکی از راههای آن همین حضور در جلسات مختلف مذهبی است، وقتی انسان درباره مطالب گفته شده در این جلسات فکر می کند و آنها را با کلیاتی که در ذهن دارد مقایسه می کند، بتدریج فهیم و آزاد می شود از تقلید در مسائل اعتقادی.

2 - از مصادیق دیگر افراد جاهل ، آنها که کار خلافی انجام می دهند، نه بخاطر ندانستن احکام آن ، بلکه هوای نفس بر آنها غلبه می کند، مثلا شخص جوان است و شهوت بر او غلبه می کند، و بعضی کارهای خلاف انجام می دهد که خدایتعالی می فرماید اگر توبه کند بخشیده می شود.

3 - در مرحله ای دیگر از نادانی که بدترین نوع آن است، افرادی هستند که با وجودیکه مسائل را میدانند ولی روی دانسته های خود پا می گذارند و زیر بار خدا نمی روند بحساب جنگ و سرگشی در برابر خدا، مثلاً دعایش مستجاب نشده ، و یا اینکه فقیر شده ، انسان در سرکشی تا جائی پیش می رود که فرعون مصداق بزرگ آن است، فرعون می دانست خدائی هست، حضرت موسی علیه السلام به حق است و درست می گوید، ولی همچنان به سرگشی و طغیان خود ادامه میدهد، ولی خدایتعالی به موسی علیه السلام دستور میدهد با نرمی به او حرف بزن بلکه متوجه شود، و چون توجه نمی کند خدای تعالی او را رها نمی کند، بلاهای پی در پی برای او و قومش می فرستد تا او را متوجه گرداند از جمله طوفان ، ملخ ، و ... که در آیات مختلف قرآن من جمله 133 اعراف و 12 نمل و ... به آن اشاره شده است.

اگر چه با این بلاها که فرعون و قومش می دانند از طرف خدای تعالی است رام نمی گردند، موسی از طرف خداوند به او می گوید ، اگر خدا را قبول کنی ، جوان می شوی ، خدا مُلکت را حفظ می کند و ... . اگر فرعون قبول می کرد علاوه بر اینکه برای خودش خوب بود، افراد زیادی هم هدایت می شدند ولی قبول نکرد تا اینکه خود و قومش را هلاک کرد.

نتیجه:

لازم است این نکته گفته شود همانطوریکه خداوند به فرعون و فرعونیان این همه عفو و عنایت دارد آنوقت جوانهای بیچاره ای که اگر احیاناً خطائی کرده باشند یا غیر جوانها ، آیا آنها  قابل عفو عنایت نیستند؟ آیا باید با آنها با خشونت رفتار کرد، و شاید اینها خواسته های به حقی دارند و صحبتهای درستی؟

صحبتهای بنده از اول تا به حال همه در این جهت بوده که خدا دوست می دارد به انسان عنایت کند، و خدا افرادی را دوست می دارد که جاذبه داشته باشند و همه را با خدا آشنا کنند، مردم را با خدا آشتی دهند نه اینکه کاری کنند که مردم از خدا و دین حق قهر کنند. آن کاری که در عین حال خیلی سخت است اما میوه شیرینی دارد این است که مردم را متوجه کنند که خدای تو مهربان است، و دست لطافت بر سر آنها کشیده شود تا باخدا آشتی کنند، نه تنها ملت ایران عاشق این وضع هستند و دوست می دارند به آنها محبت شود بلکه آدمهای دیگر هم همینطورند ، پس اگر پول نمی دهید لآقل نسبت به افراد محبت کنید.

 

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
تقویم فارسی
 
شنبه
1389
شهریور
13