صفحه اصلی فقیه وارسته متن بیانات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب : کسیکه در انتخاب راه اشتباه کرده ، در عالم برزخ وقیامت در مقام دفاع از خود برمی آید

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب : کسیکه در انتخاب راه اشتباه کرده ، در عالم برزخ وقیامت در مقام دفاع از خود برمی آید

مردم ایران مردم خوبی هستند و امتحان خوبی داده اند و اگر به خاطر چیزهای فرعی نه اصولی به آنها نسبت ارتداد داده شود و یک دفعه اختلافات پیش بیاید، این کفران نعمت است که قهرا اگر یک همچین چیزی پیش بیاید باید پناه بر خدا منتظر یک بلاهای دیگری بود.

 

1389/ 01 / 04

 

تفسیر سوره نحل آیات 110 الی112

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ.يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ.وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
امّا پروردگار تو نسبت به کسانى که بعد از فريب‏خوردن، (به ايمان بازگشتند و) هجرت کردند؛ سپس جهاد کردند و در راه خدا استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام اين کارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود مى‏سازد

این آیه ارتباط دارد با همان آیه ای که درباره عمار یاسر نازل شد؛ بعد از آنکه گرفتار فتنه ها و شدائد و شکنجه ها شدند و به مدینه آمدند و قهرا این فتنه ها یک امتحانی بود برای آنها و سپس جهاد کردند و استقامت به خرج دادند و فرار نکردند که بعد از آن همه تلاشها خدایتعالی آنها را مشمول غفران و آمرزش خود قرار داد.

هَاجَرُواْ در نُه جای قرآن آمده است و به معنی هجرت کردن است از یک سرزمینی به سرزمین دیگر. فُتِنُ از ریشه فتنه است و لُغَة به معنای قرار دادن طلا در کوره است برای اینکه ناخالصی هایش از بین رود و برای هر آزمایش هم که برای شخص مومن پیش می آید استعمال می شود. فتنه به معنای آزمایش است و بعضی از ناراحتی ها و اختلاف سلیقه هایی که در جامعه پیش می آید را نیز فتنه می گویند.
کلّی این آیه درباره این است که کسانیکه در یک همچین فتنه هایی که در هر زمانی ممکن است پیش بیاید که قهرا برای یک عده ای امتحان است و این ها پس از آنکه از این امتحان درست بیرون آمدند یا احیانا گرفتار ناراحتی ها و شکنجه ها شدند و از آن سرزمین به سرزمین دیگر رفتند یا از آن شهر به شهر دیگر یا از آن منطقه به منطقه دیگر، در جاهایی که بتوانند کوشش خودشان را در راه عقیده صحیح خود بکار بندند و استقامت ورزیدند ، خدایتعالی نسبت به آنها غفور و مهربان است یعنی گذشته ها و خطاهای آنها را می بخشد و مهربان است نسبت به آنها.

یک معنای دیگر این آیه در جهت نفس انسان است که البته مرحوم ابن عربی هم این معنا را اظهار کرده است و بنده هم عرض می کنم و آن این است که : کسانیکه هجرت کردند و جهاد کردند با نفس خودشان، هجرت کردند از غفلت هایی که نسبت به خدایتعالی داشتند، هجرت کردند از گناهان، هجرت کردند از خلقیات بد مانند بخل و حسد و کینه و ... و در این راه استقامت کردند  خدایتعالی نسبت به آنها غفور و مهربان است.

يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ
به ياد آوريد) روزى را که هر کس (در فکر خويشتن است؛ و تنها) به دفاع از خود برمى‏خيزد؛ و نتيجه اعمال هر کسى، بى‏کم و کاست، به او داده مى‏شود؛ و به آنها ظلم نخواهد شد!

این آیه هم قهرا با آیات قبل ارتباط دارد و درباره کسانی است که این ها بطور کامل هجرت نکردند و امتحان خوبی ندادند. این افراد هنگامیکه وارد می شوند در عالم برزخ و قیامت جزاداده می شوند مطابق آنچه را که عمل کردند. شخصی که اشتباه کرده است در انتخاب راه در مقام دفاع از خود بر می آید. مثلا می گوید : من این راهی را که می رفتم راه درستی بود و اشتباه نکردم بخصوص در جاهایی که حقّ مشتبه است. مثلا فرض کنید دو نفر هستند که هر دو نماز می خوانند، هر دو روزه  می گیرند و هردو جهاد می کنند، ولی یک از آنها عقیده خاصّی نسبت به یک موضوع دارد و دیگری عقیده متفاوتی  نسبت به آن موضوع. و قهرا در یک همچین جایی حق مشتبه می شود و هر دو دسته می خواهند از خودشان دفاع کنند. میزان در عالم برزخ و قیامت معیّن است. اما در زمانی که ائمه اطهار باشند میزان خود آنها هستند و در زمانیکه آنها حضور ندارند اولیاء و بندگان صالح خدا و انسانهای با تقوا، میزان هستند. بالاخره یک همچین شخصی را که به میزان می آورند خودش متوجه می شود که اشتباه کرده است و می فهمد که از این دو دسته کدامیک اشتباه کرده اند، کدامیک دروغ گفته اند، آن کسی که اشتباه کرده  است در مقام دفاع از خود برمی آید. و خدایتعالی می فرماید که : اعمال آنها کاملا ظاهر است و جزای کامل به آنها داده می شود وبه هیچکدام ظلم کرده نمی شود؛ یعنی می فهمند که مطابق عدالت است.

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ

خداوند (براى آنان که کفران نعمت مى‏کنند،) مثلى زده است: منطقه آبادى که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد؛ امّا به نعمتهاى خدا ناسپاسى کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالى که انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد!

در تفسیر عیّاشی آمده است که : شهری بود  مجاور  با رودخانه ای که از آنجا عبور می کرد. همین مجاورت باعث این شده بود که رزق و روزی وسیعی برای اهالی آن شهر مهیّا باشد. یعنی برای آنها مکانهای سر سبزی را ایجاد کرده بود و برداشت خوبی هم نسبت به محصولات کشاورزی خود از قبیل گندم و جو داشتند. تا اینکه اهالی آن شهر در وضعی قرار گرفتند که در عوض اینکه برای استنجاء از آب استفاده کنند، نان را وسیله ای برای این عمل قرار دادند.  خدایتعالی می فرماید : آنها کافر شدند به نعمت های ما. و بخاطر اینکه توبه نکردند و استمرار دادند به این عمل، خدایتعالی چشانید به آنها جُوع : یعنی قحطی آمد که مجبور شدند از همان نانهایی که برای استنجاء استفاده می کردند برای سیر کردن شکم خود استفاده کنند.  خلاصه دچار قحطی شدیدی شدند و خوف هم به آنها رو کرد و امنیّت از آنها سلب شد و همه بخاطر این کاری بود که انجام دادند.

در تفسیر المیزان هم آمده است که این آیه درباره اهل مکه است که این همه آزار و اذیّت نسبت به پیغمبر اکرم ص روا کردند که حضرت آنها را نفرین کرد و هفت سال دچار قحطی شدند که پس از التجاء و گریه و زاری، خدایتعالی نجاتشان داد.

ارتباط این آیه با آیات قبل هم کاملا روشن است. درباره ظاهر این آیه این نکته قابل عرض است که : در بعضی اوقات  یک شهر یا کشوری از نظر اقتصادی و امنیت در یک فراخ خوبی قرار می گیرند چه کافر باشند و چه مومن، ولی به جهات مختلف رو به معاصی خاص مانند: زنا و لواط یا دزدی و غیره می آورند و این نعمت هایی را که خدایتعالی به آنها داده ، کفران می کنند و مشمول این آیه می شوند.
یک معنای دیگری از این آیه نیز مربوط به انقلاب اسلامی برداشت می شود و آن معنی این است که : انقلاب اسلامی نعمت بزرگی بود که خدایتعالی نصیب ملت ایران کرد و با وجودیکه دفاع مقدس پیش آمد اما مردم در یک امنیت و اطمینانی بسر می بردند. و  بخاطر اینکه مردم با یکدیگر همکاری داشتند تقریبا رزق و روزی برای آنها مهیّا بود. خوب قهرا یک کفران نعمتی پیش آمد برای بعضی. البته آن عذاب هایی که بر امت های قبل از اسلام بود در امت اسلام یا کم است یا اصلا نیست. اما آن چیزی که در قرآن ذکر شده است این است که امت اسلام با یکدیگر دشمنی کنند و یک عده ای در یک طرف و عده دیگر در طرف مقابل آنها قرار گیرند. و هر دو گروه یکدیگر را تکفیر کنند که پناه بر خدا بر اثر این کفران نعمت مشمول این آیه می شوند.

اما ارتباط این آیه با آیات قبل

در مورد قضیه عمار یاسر مطلبی درباره هجرت قابل عرض است. هجرت دو معنی دارد، یکی از آن هجرت ظاهری و دیگری هجرت باطنی است. از جهت هجرت باطنی نسبت به خودمان عرض می کنیم که :همه ما با خدایتعالی عهد بستیم که از این را ه یعنی صراط مستقیم خارج نشویم و شخص پرست هم نباشیم و اگر کسی را هم احیانا دوست می داریم برای خدا باشد و تحت تاثیر عوامل بیرونی هم قرار نگیریم.
خدایتعالی یک زمینه خوبی در همه ما بشر قرار داده است بخصوص ما که شیعیان مولا علی ع هستیم. و در اثر آن محبّتی که نسبت به ائمه اطهار داریم عنایاتی بما شده است و نعمت های باطنی از جانب ائمه اطهار به ما می رسد؛ و در شدائدی که پیش می آید خدایتعالی عنایت می کند و استقامت می دهد. اما یک دفعه  نعمت هایی که خدا به ما داده از دوستی ائمه را کفران می کنیم؛ که در روایات هم وارد است که از چیزهایی که باعث قطع شدن ولایت از دوگروه مومن میشود تهمت زدن و نسبت ارتداد به یکدیگر دادن است. و مهم این مطلب در اجتماع است.بالاخره مردم ایران مردم خوبی هستند و امتحان خوبی داده اند و اگر به خاطر چیزهای فرعی نه اصولی به آنها نسبت ارتداد داده شود و یک دفعه اختلافات پیش بیاید، این کفران نعمت است که قهرا اگر یک همچین چیزی پیش بیاید باید پناه بر خدا منتظر یک بلاهای دیگری بود. آن جهات معنوی را که خدایتعالی از دوستی ائمه در ما قرار داده باید حفظ کنیم. باید نسبت به کسانی که می دانیم دوست ائمه اطهار هستند اما احیانا اشتباه کرده اند مهربان باشیم نه اینکه پناه بر خدا برخورد بدی نسبت به آنها داشته باشیم.
سیره ائمه اطهار ع در برخورد با کسانیکه احیانا اشتباه کرده اند اینطور بوده است. صلوات خدا به امام زین العابدین ع. حضرت داشتند از مسجد خارج می شدند، شخصی به حضرت جسارت می کند و می گویند :الحمد لله که خدایتعالی شما را مفتضح کرد. حضرت در جواب این شخص می گویند: فلانی قرآن خوانده ای؟! می گوید : بله. حضرت می فرماید: این آیه را خوانده ای: قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربى (شوری/ 23). آن شخص در جواب می گوید : بله این آیه را خوانده ام اما چه ارتباطی به شما دارد؟! حضرت می فرماید : من اهل بیت پیامبر و  فرزند امام حسین هستم. آن شخص با اظهار پشیمانی اینطور  به حضرت می گوید  : به ما گفته اند که شما از دین خارج هستید. بعضی اوقات است که امر بر بعضی افراد مشتبه می شود و  با صحبت کردن با آنها حلّ می شود ولی گاهی اوقات است که خصومتی در کار است؛ بعضی پول گرفته تا به مومنین فحش دهند و ایشان را کتک بزنند.

والسلام

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
تقویم فارسی
 
شنبه
1389
شهریور
13