تحمل و سعه صدر نسبت به عقايد و سليقههاى ديگران
شرط هادى و راهبر، سعه صدر و قدرت تحمل است كه در عين اينكه همه مردم را مىخواهد به يك شاهراه هدايت كند توجه داشته باشد كه «الطرق الى اللَّه بعدد انفاس الخلائق»، توجه داشته باشد كه سبيل متفاوت است. همچو شخصى بهتر مىتواند مردم را هدايت كند، برخلاف اشخاص تنگ نظر و ضيق المشرب كه حتى در جزئيات زندگى مردم نيز مىخواهند دخالت كنند و تضييق به عمل آورند.
تحمل و سعه صدر نسبت به عقايد و سليقههاى ديگران
آدمى هرچه مربوط به خودش [باشد] برايش شيرين و هم سبك و آسان و قابل تحمل است (مثل معروف: آب دهان هركس به دهان خودش شيرين است) اما هرچه مربوط به ديگران است بر دوشش سنگينى مىكند. اخلاق و سليقه و عادات و عقايد ديگران براى ما چون مربوط به خود ما نيست، تلخ و سنگين و غيرقابل تحمل است.
لهذا در هر كسى لازم است سعه صدرى پيدا شود و قدرت «تحمل» پديد آيد. انسان نبايد انتظار داشته باشد كه همه مردم هم سليقه و همفكر او باشند. مردم طبعاً همان طورى كه از لحاظ شكل و قيافه و اندامْ مختلف آفريده شدهاند و نمىتوان دو نفر يافت كه از هر جهت كاملًا مثل هم باشند، از لحاظ روحيات و عقايد و سليقه نيز مختلف آفريده شدهاند. در حديث است: لو علم الناس كيف خلقوا لم يلم احد احداً. مبادى و رشتههاى سرشت مردم و همچنين مبادى تربيت مردم مختلف است.
درست است كه روح و قلب بيش از جسم و تن قابل قالب گيرى و تغيير است ولى اينطور نيست كه روحيه مثل قطعههاى گِل باشد كه به آسانى بتوان آنها را در قالبى مثل قالب خشت يا قالب فلزات ذوب شده ريخت و هرطور كه خواست از آن صورتى و شكلى پديد آورد، حتى دراختيار خود شخص هم نيست.
مگر ممكن است خود شخص با تصميم و اراده، هر شكلى را كه ميل دارد به روح خود بدهد؟! البته نه مردم در عين اينكه بايد در يك صراط مستقيم و يك شاهراه حركت كنند، هر كدام راهى از وجود خودشان مخصوص به خودشان دارند و به قول آقاى طباطبايى در تفسير سوره حمد: صراط يكى است اما سبيل، مختلف و متفاوت است.
شرط هادى و راهبر، سعه صدر و قدرت تحمل است كه در عين اينكه همه مردم را مىخواهد به يك شاهراه هدايت كند توجه داشته باشد كه «الطرق الى اللَّه بعدد انفاس الخلائق»، توجه داشته باشد كه سبيل متفاوت است. همچو شخصى بهتر مىتواند مردم را هدايت كند، برخلاف اشخاص تنگ نظر و ضيق المشرب كه حتى در جزئيات زندگى مردم نيز مىخواهند دخالت كنند و تضييق به عمل آورند.
از همين جا مىتوان فهميد كه خوبى يك آئين به اين نيست كه حتى در جزئيات بخواهد بر مردم تضييق كند و همه را در راه فرعى واحد ببرد. خوبى به اين است كه راههاى فرعى و تعدد آنها را به رسميت بشناسد، يعنى در حقيقت اختلافات لايتناهى فردى و اختلافات و تفاوتهاى اقليمى و منطقهاى قومى و حتى اختلافات زمانى و عهدى را به رسميت بشناسد، در عين اينكه همه بشر را به يك شاهراه هدايت مىكند.
اگر پدر و مادر نسبت به فرزندان و رئيس يك اداره نسبت به زيردستان و معلم نسبت به شاگردان و رئيس يك كشور نسبت بهعموم مردم و بالأخره مربى دينى نسبت به مردم سعه صدر و قدرت تحمل داشته باشد، بهتر مىتواند آنها را اداره و تربيت كند.
شرط اساسى اداره افراد بشر تاب تحمل و سعه صدر است (آلة الرئاسة سعة الصدر). عفو و اغماض و خطابخشى از لغزشهاى عملى و فكرى مولود سعه صدر، و برعكس كينه توزى و تعصب و انتقام جويى و تكفير و تفسيق مولود تنگ نظرى و ضيق صدر است
يادداشتها، ج2، ص: 83
| نظر ها |
|

