فرعون خوب و فرعون بد ( قسمت اول )
بسم الله الرحمن الرحیم
در قرآن و تاریخ گذشتگان، بسیار از ظلم ظالمان و بدی عاقبت آنها سخن به میان آمده و از آنجا که بدی ظلم برای همه و حتی ظالمان واضح است، لذا فرعونهای بعدی نیز مانند معاویه و خلفای غاصب، در سخنان خود، فرعون را شخصی مذموم می دانسته و از پیامبران تجلیل می کردند.
در اینجا باید پرسید: آیا اگر قرآن کریم ظلمهای فرعون را نسبت به بنی اسرائیل متذکّر می شود، مقصودش این است که مردم با شخص فرعون مخالف و دشمن باشند یا با رویّه فرعونی گری؟ آیا اگردر روایات و تاریخ، معاویه و یزید و امثال آنها مذموم و ظالم شناخته شده اند، مقصود این است که مخالفان با ظلم و ستم با شخص فرعون مخالف و دشمن باشند یا با رویّه فرعونی گری؟
آیا اگر در روایات و تاریخ، معاویه و یزید و امثال آنها مذموم و ظالم شناخته شده اند، پس دیگران که با ظالم مخالفند، می بایست با شخص معاویه و دقیقا با همان ساختار سلولی و ساختمان دی ان ای که داشت و شخصیتی که مخصوص خودش بود مخالف و دشمن باشند؟ اگر چنین باشد که بسیاری از آیات قرآن که در مذمّت ظالمان آمده لغو خواهد بود و همینطور روایات، چرا که آن اشخاص مشخّص و معیّن دیگر نیستند و دشمنی با آنها معنی ندارد.
پس معلوم می شود مقصود از ذمّ فرعون و یا معاویه، صدام، هیتلر، چنگیز و... دقیقا همان شخصیّت معیّن که فلان مقدار عمر کرده و بعد از چند صباحی به زیر خاک رفته، نیست، بلکه مقصود: بر حذر بودن از آن رویّه جاهلانه و ظالمانه است، پس اگر در قرآن و احادیث مرتبا و به کرّات این مطلب را تذکر می دهد که فرعون چگونه بود و چه می کرد و یا نمرود و دیگر ظالمان چه وضعیّتی داشتند، مقصود این نیست که دیگران این داستانها را بخوانند و سرگرم شوند و احیانا روی منابر و در مجالس سخنرانی با آب و تاب بیان کنند؛ بلکه مقصود این است که خود گوینده هم متوجّه باشد، چه بسا خود او که چنین داد سخن می دهد و یا آن کسی که در عزای اهل بیت مرثیه سرایی می کند و مظلومیّت ایشان را متذکّر می شود، ای بسا خودش یکی از همان یزیدیان باشد و یا در عمل دوستدار معاویه و فرعون، اگرچه در زمانی بدنیا آمده و در مملکتی زندگی می کند که لازمه رئیس شدن، مطرح بودن و یا کسب درآمد همان اظهار و انزجار از مستکبران است و اشک ریختن و فریاد زدن در عزای بزرگان دین، اما به علت استکبار باطنی و باطل دوست بودن و هوا پرستی، در قامت همنشین همان معاویه هایی باشد که در عمل با آنها بود و راهشان را ادامه می داد.
همانگونه که در روایات اهل بیت هم دقیقا به همین مطلب اشاره شده و سعادت یا شقاوت را مربوط به چگونگی عمل و اعتقاد باطنی می داند نه زبان بازی و ظاهر سازی. پس معلوم شد آنچه باید از آن برحذر بود رویه فرعون و فرعونیان است نه شخص آنها که معدوم شده اند.
حال باید دید رویه و فسق دشمنان حق چه بود تا بتوان با توفیق الهی از آن روش احتراز نموده و حقیقتا تسلیم خداوند باشیم نه به خیال و دروغ. از آنجا که درمان هر دردی را باید از قرآن جستجو کرد تا نتیجه دهد پس از قرآن شروع می کنیم؛ براساس فرمایش این کتاب آسمانی، دشمنان حق و حقیقت، در طول تاریخ علامات و شناسه هایی داشته اند که بعضی از آنها عبارتند از:
ا- ایجاد رعب و وحشت در جامعه و در دل صاحبان فکر ونفوذ : قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (فرعون) گفت: «آيا پيش از اينکه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ و استاد شماست که به شما سحر آموخته (و اين يک توطئه است)! امّا بزودى خواهيد دانست! دستها و پاهاى شما را بعکس يکديگر قطع مىکنم، و همه شما را به دار مىآويزم!»
2- گسترش جوّ اتهام ، تهمت وبرچسب زدن( همانگونه که فرعون واطرافیان او به موسی وهارون وساحرانی که ایمان آوردند گفتند: إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ: «آيا پيش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟! حتماً اين نيرنگ و توطئهاى است که در اين شهر (و ديار) چيدهايد، تا اهلش را از آن بيرون کنيد؛ ولى بزودى خواهيد دانست!
3- متهم نمودن اهل حق و حق خواهان به ایجاد و گسترش فساد در جامعه : (وقال الملاء من قوم فرعون اتذر موسی وقومه لیفسدوا فی الارض.. یعنی فرعونیان علاوه بر آنکه خود را صالح می دانستند، موسی و هارون را مفسد و موجب گسترش فساد می دانستند.
4- عوام فریبی برای همراه کردن عوام و بی خبران از اصل قضیّه و رسیدن به مقصود نا حق خود.
| نظر ها |
|

