مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب : ظلم کردن به افراد باعث این می شود که خدایتعالی انسان را رها کند.
این فتنه های اخیر مسجد را خدایتعالی به بهترین نحوی حلّ کرد و الحمد لله ضرر جانی متوجه کسی نشد از هر دو طرف. نه بنده کاره ای بودم و نه جنابعالی. شما اسباب را فراهم کردید و بقیه را به خدایتعالی سپردید؛ اسباب این بود که در مسجد بنشینید و زیارت عاشورا و قرآن بخوانید و مسجد را رها نکنید.
23 / 12 / 88
تفسیر سوره آل عمران آیه 159 و 160
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ
به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
اگر خداوند شما را يارى کند، هيچ کس بر شما پيروز نخواهد شد! و اگر دست از يارى شما بردارد، کيست که بعد از او، شما را يارى کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند بايد توکل کنند!
لفظ توکل ومشتقّات آن 66 مرتبه در قرآن آمده است از جمله: تَوَکَّل، فَلیَتَوَکَّل، یَتَوَکَّل و در نهایت وکیل بیان شده که همه از ریشه وَکَلَ است. معنای توکل این است که انسان کارهایش را به خدا واگذار کند؛ همانطور که در اصول کافی از امام صادق ع نقل شده است که فرمودند از قول خدایتعالی که :اگر کسی کارهایش را به من واگذار کند، و بر من توکل کند و این نیّت در او قرار گرفته باشد؛ هرکسی که بخواهد او را زمین زند، من نخواهم گذاشت. اگر چنانچه آسمان و زمین دست به دست هم دهند و بخواهند بر علیه این شخص قیام کنند من نمی گذارم. و اگر کسی هم بر غیر من توکل کند یعنی نظرش به اسباب باشد و این نیّت در او قرار گرفته باشد، اگر آسمانها و زمین دست به دست هم دهند و بخواهند او را بالا ببرند و من نخواهم، او را رها می کنم تا در هرکجا که از زمین خواست فرو رود.
در روایت دیگر وقتی از حضرت سئوال می کنند که حدّ توکّل چیست؟ حضرت جواب می دهند که از کسی غیر از خدایتعالی ترسی نداشته باشی. یعنی عظمت خدایتعالی را شخص لحاظ کند واینکه فقط اوست که می تواند کارهای تو را رواج دهد.
اگر بنده و جنابعالی در کارها به خدایتعالی توکّل کنیم، محبوب خدا میشویم و کسی هم که محبوب خدا شد حتما محبّ هم می باشد. آن کسی که خدایتعالی او را دوست می دارد حتما خودش هم خدا را دوست می دارد و این دوستی باعث می شود که بتدریج از صفات و خلقیات بد دور شود.
ایمان واقعی این است که شخص متوجه شود که ناصرش خدایتعالی است. این فتنه های اخیر مسجد را خدایتعالی به بهترین نحوی حل کرد و الحمد لله ضرر جانی متوجه کسی نشد از هر دو طرف. نه بنده کاره ای بودم و نه جنابعالی. شما اسباب را فراهم کردید و بقیه را به خدایتعالی سپردید؛ اسباب این بود که در مسجد بنشینید و زیارت عاشورا و قرآن بخوانید و مسجد را رها نکنید. خودنگهداری و پا روی هوای نفس گذاشتن خودش می شود اسباب. در همین قضایا بعضی فکر کردند که ما دشمن آنها هستیم. اگر واقعا معانی روشن شود و همه عقلشان را به میدان بیاورند و دست از تعصب بیخودی بردارند و همه بگوییم که خدا یکی است و ائمه اطهار شاهد و ناظر اعمال ما هستند وتقلید فقهای عدول را جایز بلکه در بعضی اوقات واجب بدانیم، این باعث از بین رفتن اختلاف در جامعه و در خانواده ها می شود. در زمان حضرت مهدی ع این دید بتدریج پیدا می شود و بغیر اینکه مردم خودشان متوجه شوند با یکدیگر برخورد خوبی دارند. آن کسانی که صاحب مقام توکل شده اند باید یک امتحاناتی بدهند. در حالات مرحوم وافقی که در زمان رضاخان بوده است نقل می کنند که ایشان یکی از علمای با تقوا بوده که در مقابل رضاخان می ایستد. من جمله در قضیه کشف حجاب از جمله کسانی بود که در مقابل این خلاف شرع ایستادگی کرد. لذا رضاخان ایشان را از قم به شهر ری تبعید کرد. مدتی نگذشت که از طرف حکومت خواستند ایشان را دلداری دهند. رئیس نظمیه آن وقت می آید خدمت ایشان و در صدد دلداری دادن ایشان برمی آید و می گوید : اگر شما حاجتی داشته باشید با کمال میل انجام می دهیم. مرحوم وافقی به او می گوید: تو کی هستی؟ می گوید : رئیس نظمیه. به او گفت : تو می توانی برای مردم ابری ظاهر کنی که موجب باران شود؟ می گوید :نه. مرحوم وافقی می پرسد : آیارضا خان میتواند؟ می گوید : نه. مرحوم وافقی می گوید: پس تو چه می گویی که هر حاجتی که داشته باشی روا می کنم؟!
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بروجردی را. یکی از علماء زمان محمد رضا خان است که قریب به صدوپنج سال عمر کرد. بنده ایشان را دیده بودم. چهره نورانی عجیبی داشت. ایشان در سن هفتاد سالگی بود که مردم قم از ایشان خواهش می کنند که شما در همین شهر قم باشید تا از شما استفاده شود. یک عده ای از بزرگان آن وقت مثل مرحوم شیخ محمد تقی خوانساری اطراف ایشان را گرفت. ایشان دچار یک مریضی می شوند و نذر می کنند که اگر از این مریضی شفا پیدا کنند برای زیارت مشرف شوند به خدمت حضرت رضا ع. بالاخره ایشان از این مرضی که داشتند خوب می شوند و می خواهند که عازم مشهد مقدس شوند.اطرافیان ایشان می گویند که آقا را کسی در مشهد نمی شناسد و استقبال خوبی از ایشان نمی شود و باید به هر وسیله ای مانع ایشان شد. بالاخره هر کاری که کردند نتوانستند مانع ایشان شوند و مجبور می شوند که مطلب را به ایشان بگویند. مرحوم آیت الله بروجردی به آنها فرمود: من هفتاد سالم بود که وارد قم شدم، وخدایتعالی هر آنچه را از جهت ظاهری و باطنی خواستم نصیبم کرد و این چه حرفی است که شما می زنید که کسی به استقبال شما نمی آید! و این همان توکل است که در این آیه گفته شد.
إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدایتعالی شما را یاری کند کسی قدرت غلبه بر شما را ندارد. مثلا اگر خدایتعالی به این شخص عنایاتی کند و فرد یا افرادی پیدا شوند که بخواهند این شخص را زمین بزنند هرگز نخواهند توانست. از این آیه اینطور استفاده می شود که انشاء الله بنده و جنابعالی ایمانمان به حدی شود که ناصر را خدایتعالی بدانیم. یعنی همین خواستی که همیشه داریم که همه کاره خدایتعالی است و همه چیز دست خدایتعالی است. بنده و جنابعالی چه کار کنیم که خدا ما را یاری کند و ما را مورد عنایت خود قرار دهد؟ یاری کردن خدایتعالی در این است که دین خدا را یاری کنیم. یاری کردن دین خدا به این است که پافشاری کنیم در این مطلب که مردم بر طریق قرآن وسنت حرکت کنند و سعی کنیم که خانواده و دوستان خود را با قرآن و سنّت آشنا کنیم و آنها را هدایت کنیم. حال پناه بر خدا چطور میشود که شخص مخذول خدایتعالی قرار بگیرد؟ یعنی چه چیز باعث می شود که خدایتعالی رهایش بکند؟ یکی از جمله گناهانی که باعث می شود خدایتعالی انسان را رها کند ظلم کردن به افراد است و لو به فرزند خودتان. یعنی این شخص در اثر این ظلمی که کرده است جوری می شود که به خودش واگذار می شود و بدتر از این واگذار شدن این است که خدایتعالی به او نعمت می دهد تا غرق شود.
والسلام
| نظر ها |
|

