امام خمینی : آزادی نخستین حق بشر
من يادم است؛ نه مطبوعات ما آزاد بود، نه مردم در حرفهايشان آزاد بودند، نه تبليغات آزادى داشتيم، نه اهل منبر ما میتوانستند يك مطلب حقى بگويند، نه علماى ما می توانستند يك مطلبى بگويند،نه بازارى و دانشگاهى وجبهه های سياسى می توانستند يك حرفى بزنند.
آزادى، نخستين حق بشر
و يك ملت وقتى كه همه با هم يك مطلب را خواستند، نمىشود با حكومت نظامى و با كودتاى نظامى و با اين ... شعرهايى كه مىگويند، با اينها نمىشود جلوى اين ملت را گرفت. اين ملت مثل يك سيل خروشانى الآن حركت كرده براى اينكه اين بنياد پهلوى را بكَند؛ و اين خواهد شد. خيال نكنيد بترسند از اينكه امريكا ابرقدرت است و شوروى ابرقدرت است و اينها؛ همچو ترسى نمىكنند؛ همچو چيزى نمىشود، به خلافِ خواست يك ملتى آن هم خواست مشروع، آن هم خواست صحيح. از همه اينها بپرسيد خوب شما چه مىخواهيد؟ چرا برود اين آدم؟ مىگويند: اين آدم خيانت به ما كرده. ما پنجاه سال در گرفتارى و اختناق به سر برديم، مىخواهيم آزاد باشيم.
آزادى يكى از امورى است كه اول حقى است كه بشر دارد؛ حق ابتدايى است كه بشر دارد كه بايد آزاد باشد. در آراى خويش آزاد باشد، در اعمالش آزاد باشد، خودش در مملكتش آزاد باشد پنجاه سال جنايت، با همدستى امريكا و اسرائيلو [در] پنجاه سال جنايت اين پدر و پسر، اين مملكت بوى آزادى به خودش نديده بود، نه مطبوعاتشان آزاد- نه حالا، كه شما خيال كنيد؛ زمان رضا شاه هم همين بود- و من يادم است؛ نه مطبوعات ما آزاد بود، نه مردم در حرفهايشان آزاد بودند، نه تبليغات آزادى داشتيم، نه اهل منبر ما مىتوانستند يك مطلب حقى بگويند، نه علماى ما مىتوانستند يك مطلبى بگويند، نه بازارى و دانشگاهى و جبهههاى سياسى مىتوانستند يك حرفى بزنند. يك كلمه مىگفتند جايشان توى زندان بود، و آن زجرها و آن بساط و اره كردن پاى [زندانى] و اين مسائلى كه شنيديد؛ سوزاندن، مثلًا يك آدمى را داغ كردن، خواباندنش روى يك جايى زيرش را ظرف گذاشتن و سرخ كردن، اين طور چيزها بود در كار. متخصصين، از قرارى كه مىگويند، متخصصين اسرائيلى، مىآمد [ند] براى اينكه كيفيت زجر مردم را [ياد بدهند] متخصص مىآوردند كه چه جورى زجر روحى بكنند، چه جورى زجر جسمى اين طور نقل مىكنند.
صحيفه امام ج4 ص 114
| نظر ها |
|

