امام خمینی : به برکت اسلام این آزادی الان هست
در پنج سال پيش از اين نفسها همه قطع شده بود؛ قدمها و قلمها همه شكسته شده بود؛ مطبوعات همه در اختناق بودند؛ مردم همه در گرفتارى بودند؛ جوانها در حبس بودند؛ مردم، سياسيون، نفسشان قطع شده بود؛ روحانيون امكان نداشت برايشان يك مطلبى در منابر بگويند؛ امكان نداشت برايشان يك مسأله مربوط به جامعه را بگويند
توقعات نامعقول
سى و پنج ميليون جمعيت كه در همه جايش سازمان امنيت و ساير قواى انتظامى و دولتى در همه جا مردم را به سيخ كشيده بود، يا حبس، يا زجر، يا نفس نكشيدن. يك روزنامه نداشتيد كه يك كلمه بتواند بنويسد. اگر بخواهد بنويسد يك كلمه [...] در راديو تلويزيون امكان نداشت كه جز مدح «آريامهر» چيز ديگرى بگويند. تمام رسانهها رسانههايى بودند كه براى آنها داشتند فرياد مىزدند و تبليغات مىكردند. امكان نداشت يك نفر بتواند يك اجتماعى داشته باشد. يك راهپيمايى امكان نداشت. در تمام اين مدت امكان نداشت براى كسى كه پانصد نفر جمع كند و راه بروند، و بر فرض كه بخواهند يك مطلب صحيح هم بگويند؛ چه برسد به آنجايى كه در مقابل دولت بخواهند يك مطلبى بگويند. هيچ امكان نداشت برايشان. اين مطلب را شما كم حساب مىكنيد كه در پنج سال پيش از اين نفسها همه قطع شده بود؛ قدمها و قلمها همه شكسته شده بود؛ مطبوعات همه در اختناق بودند؛ مردم همه در گرفتارى بودند؛ جوانها در حبس بودند؛ مردم، سياسيون، نفسشان قطع شده بود؛ روحانيون امكان نداشت برايشان يك مطلبى در منابر بگويند؛ امكان نداشت برايشان يك مسأله مربوط به جامعه را بگويند
مثل سابق نيست كه يك هيأت حاكمهاى باشد كه همه چيز بايد دست او باشد، و شما هم قدرت نداشته باشيد كه هيچ كارى بكنيد و هيچ حرفى بزنيد؛ همه منافع هم تو جيب او برود. سابق اين طور بود كه هر چه منفعت بود تو جيب هيأت حاكمه مىرفت و بستگان او. وقتى اين طور بود، خوب، مردم بايد بگويند شما همه منافع را مىبريد، و هيچ كارى هم براى ما نمىكنيد جز خرابى. منتها جرأت نمىكردند بگويند. مسأله اين طور بود، ولى كسى جرأت نمىكرد نفس بكشد
صحيفه امام ج10 ص 425
آزادى مهمترين ثمره انقلاب
شما خيال نكنيد كه كارى نشده. نه، خيلى كار شده. معجز شده. اعجاز شده. اين فريادى كه اينجا مىبينيد امكان نداشت كه سابق يك كسى بيايد يك صدايى بكند. خوب، اين آزادى، نعمت آزادى، از همه چيز دنيا بيشتر است. شما الآن طورى هستيد كه مىرويد منزلتان هيچ فكر اين نيستيد كه خوب ما اينجا هستيم، مبادا سازمان امنيت بيايد مثلًا برادرم را بگيرد؛ پدرم را بگيرد؛ شوهرم را بگيرد. عرض كنم اين خوفها را داشتيد [. حالا] راحت مىخوابيد. نه سازمان امنيت مىآيد كسى را بگيرد؛ و نه دولت مىفرستد كسى را بگيرد.
بركت اسلام است كه اين آزادى الآن هست. بركت اسلام بود كه بعد از انقلاب همچو آزاد كردند همه را، تمام مطبوعات آزاد شد؛ منتها بعدش ديدند، كه پنج شش ماه كه گذشت، ديدند كه اين مطبوعات وابسته به اسرائیل است بعضيشان، بعضيشان دارندتوطئه مىكنند بر ضد مملكت، خوب، روى قواعدى بنا شد كه رسيدگى بشود، و هر كدام كه اين طور هستند جلوشان گرفته بشود. هيچ انقلابى در دنيا نمىتوانيد پيدا كنيد مثل انقلاب ايران كه بعد از انقلاب ابداً گرفتارى در كار نبود و آزادى مطلق بود. اجتماعات همه آزاد بود؛ و حزبها همه آزاد بود؛ و مردم همهشان به طور آزاد مسائلشان را مىگفتند؛ مطالبى كه داشتند مىگفتند؛ انتقادات مىكردند.
اين معنا هم كه گفتيد كه به شما مطالب را نمىرسانند، اين هم از جمله حرفهايى است كه اينها مىزنند، براى اينكه بفهمانند به مردم كه من يك آدم بىاطلاعى هستم. وقتى من يك آدم بىاطلاعى باشم، نمىتواند حرف من يك حرف صحيحى باشد. من بىاطلاع نيستم. شما الآن آمديد چه قدر حرف زديد، پيش من نشستيد حرفتان را زديد، ... كسى اين را نمىبيند. صبح و ظهر و شب، و همه وقت هستند. منتها از صبح تا ظهرش بنا بود كه اجتماعات باشد، و بعدش من را يك قدرى آزاد بگذارند. اين وقت آزادى من است كه حالا شما داريد مىبينيد
صحيفه امام ج10 ص 431
| نظر ها |
|

